کودک را با قهرمان های وارداتی تنها نگذاریم

حسین صفارزادگان، فیلمساز کودک در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه سینمای کودک را نباید صرفاً به عنوان ابزاری برای سرگرمی کودکان و نوجوانان نگاه کرد، اظهار کرد: فیلم و آثار نمایشی در سال های کودکی می توانند تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری ذهنیت، رفتار و نگاه مخاطب نسبت به جهان پیرامون داشته باشند. کودک در این دوره بسیاری از مفاهیم را از طریق مشاهده و تجربه یاد می گیرد و شخصیت های داستانی نیز می توانند بخشی از این تجربه را برای او شکل دهند.

حسین صفارزادگان، فیلمساز کودک در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه سینمای کودک را نباید صرفاً به عنوان ابزاری برای سرگرمی کودکان و نوجوانان نگاه کرد، اظهار کرد: فیلم و آثار نمایشی در سال های کودکی می توانند تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری ذهنیت، رفتار و نگاه مخاطب نسبت به جهان پیرامون داشته باشند. کودک در این دوره بسیاری از مفاهیم را از طریق مشاهده و تجربه یاد می گیرد و شخصیت های داستانی نیز می توانند بخشی از این تجربه را برای او شکل دهند. به همین دلیل فیلمساز زمانی که برای این گروه سنی اثر تولید می کند، علاوه بر توجه به قصه و جذابیت، باید نسبت به اثری که بر ذهن مخاطب می گذارد نیز مسئول باشد. البته این مسئولیت به معنای ساختن فیلم های مستقیم آموزشی نیست؛ زیرا کودک با اثری که دائماً در حال نصیحت کردن او باشد، ارتباط مناسبی برقرار نمی کند. هنر ما این است که ارزش های مورد نظر را در دل داستان قرار دهیم و اجازه دهیم مخاطب کودک آنها را از رفتار شخصیت ها و اتفاقات قصه کشف کند.

وی افزود: فرهنگ سازی در سینمای کودک باید از همان سال های نخست زندگی مورد توجه قرار گیرد. کودکان و نوجوانان امروز با حجم بسیار زیادی از محتوا روبه رو هستند و انتخاب های آنها محدود به تولیدات داخلی نیست. آنها از طریق تلویزیون، سینما، پلتفرم ها، بازی ها و فضای مجازی با شخصیت ها و داستان های گوناگونی آشنا می شوند. بنابراین نمی توان انتظار داشت که کودک فقط به دلیل توصیه بزرگسالان، یک اثر را ببیند یا از یک شخصیت الگو بگیرد. اگر می خواهیم ارزش های فرهنگی و اخلاقی جامعه خودمان برای نسل جدید جذاب باشد، باید بتوانیم آنها را در قالب آثاری باکیفیت، سرگرم کننده و متناسب با نیازهای واقعی کودکان ارائه کنیم. فرهنگ سازی زمانی اتفاق می افتد که کودک با یک شخصیت احساس نزدیکی کند و بخواهد رفتار او را دنبال کند، نه زمانی که فیلمساز بخواهد پیام خود را به شکل مستقیم به او تحمیل کند.

فرهنگ ایرانی ظرفیت قهرمان سازی دارد

صفارزادگان با اشاره به ظرفیت های فرهنگ ایرانی ـ اسلامی برای تولید آثار کودک و نوجوان بیان کرد: در فرهنگ ایرانی و اسلامی با کمبود الگو و قهرمان مواجه نیستیم؛ مسئله اصلی این است که هنوز نتوانسته ایم همه این ظرفیت ها را به زبان امروز سینما و رسانه تبدیل کنیم. در تاریخ، ادبیات، قصه های عامیانه، فرهنگ دینی و حتی زندگی روزمره مردم، شخصیت ها و روایت های فراوانی وجود دارند که می توانند پایه خلق قهرمان های جذاب برای کودکان باشند. شجاعت، جوانمردی، مهربانی، وفاداری، کمک به دیگران، احترام به خانواده، مسئولیت پذیری و ایستادگی در برابر مشکلات، مفاهیمی هستند که ریشه عمیقی در فرهنگ ما دارند. اگر این مفاهیم در قالب شخصیت هایی زنده، باورپذیر و دوست داشتنی روایت شوند، کودک می تواند با آنها ارتباط برقرار کند. بنابراین لازم نیست برای پیدا کردن قهرمان حتماً به سراغ الگوهای وارداتی برویم؛ می توانیم از داشته های فرهنگی خودمان استفاده کنیم و آنها را با زبان و فرم مورد علاقه کودک امروز بازآفرینی کنیم.

وی ادامه داد: البته برای این کار باید میان «الگوی فرهنگی» و «شخصیت جذاب سینمایی» تفاوت قائل شویم. کودک امروز به دنبال شخصیتی است که بتواند با او همراه شود، برایش هیجان داشته باشد، اشتباه کند، تلاش کند و در طول داستان تغییر کند. اگر بخواهیم یک شخصیت کاملاً بی نقص و دور از دسترس را به عنوان قهرمان معرفی کنیم، احتمالاً کودک نمی تواند ارتباط عاطفی لازم را با او برقرار کند. قهرمان خوب می تواند در ابتدا ضعف داشته باشد، تصمیم اشتباه گیرد یا از انجام کاری بترسد، اما در مسیر داستان بیاموزد که چگونه بر مشکلات غلبه کند. همین مسیر رشد شخصیت است که می تواند ارزش های اخلاقی را به مخاطب منتقل کند. وقتی کودک می بیند شخصیت محبوبش در یک موقعیت دشوار، دروغ گفتن را انتخاب نمی کند یا برای کمک به دیگری از منفعت شخصی خود می گذرد، مفهوم اخلاق را در قالب یک تجربه داستانی دریافت می کند و این تأثیر می تواند بسیار عمیق تر از یک پیام مستقیم باشد.

اخلاق باید در رفتار شخصیت ها دیده شود

این فیلمساز کودک با تأکید بر اهمیت خانواده در آثار نمایشی اظهار کرد: یکی از مهم ترین موضوعاتی که باید در سینمای کودک مورد توجه قرار گیرد، رابطه کودک با خانواده و به ویژه احترام به والدین است. خانواده اولین محیطی است که کودک در آن با مفاهیمی مانند محبت، مسئولیت، اعتماد و احترام آشنا می شود و طبیعی است که سینما نیز بتواند این روابط را به شکلی درست و جذاب بازتاب دهد. البته منظور از احترام به والدین این نیست که فیلم، رابطه ای یک طرفه و بدون گفت وگو میان کودک و بزرگسال نشان دهد. اتفاقاً می توان رابطه ای واقعی را به تصویر کشید که در آن کودک سؤال دارد، گاهی با والدین خود اختلاف نظر پیدا می کند، اما در نهایت یاد می گیرد اختلاف را از مسیر گفت وگو و احترام حل کند. چنین روایتی هم به واقعیت زندگی نزدیک تر است و هم مفهوم اخلاقی را برای کودک قابل درک تر می کند. اگر خانواده در فیلم ها به شکل یک فضای امن، عاطفی و قابل اعتماد نشان داده شود، می تواند در تقویت نگاه کودک نسبت به جایگاه خانواده نیز مؤثر باشد.

صفارزادگان افزود: اخلاقیات در سینمای کودک نباید محدود به چند توصیه کلی باشد. اخلاق را می توان در موقعیت های مختلف زندگی کودک نشان داد؛ از نحوه رفتار با پدر و مادر گرفته تا دوستی با همکلاسی، کمک به یک فرد نیازمند، مراقبت از حیوانات، حفظ محیط زیست، پذیرفتن مسئولیت اشتباه و احترام گذاشتن به تفاوت های دیگران. این مفاهیم زمانی اثرگذار می شوند که در یک موقعیت داستانی واقعی قرار بگیرند. برای مثال، اگر کودک فیلم ببیند که شخصیت اصلی به خاطر یک اشتباه دچار مشکل شده و به جای پنهان کردن آن، مسئولیت رفتار خود را می پذیرد، مفهوم مسئولیت پذیری را به شکل ملموس تجربه می کند. سینما این امکان را دارد که کودک را برای چند ساعت وارد دنیای شخصیت ها کند و اجازه دهد او موقعیت های مختلف را از نگاه آنها ببیند. همین تجربه می تواند به شکل گیری قضاوت اخلاقی و اجتماعی مخاطب کمک کند، به شرط آنکه فیلمساز به مخاطب اعتماد داشته باشد و همه چیز را برای او توضیح ندهد.

«ببعی قهرمان» ارزش ها را از مسیر قصه دنبال می کند

وی درباره فیلم سینمایی «ببعی قهرمان» گفت: در «ببعی قهرمان» نیز تلاش کردیم مفاهیم اخلاقی و ارزش هایی را که برای مخاطب کودک اهمیت دارد، در جریان قصه و رفتار شخصیت ها قرار دهیم. برای ما مهم بود که فیلم در وهله نخست بتواند مخاطب خود را سرگرم کند و داستان برای کودک جذاب باشد، اما در کنار این جذابیت، ارزش هایی مانند تلاش، امید، مسئولیت پذیری و توجه به دیگران نیز در فضای اثر حضور داشته باشند. ما معتقدیم کودک نباید هنگام تماشای فیلم احساس کند که یک مجموعه پیام آموزشی مقابل او قرار گرفته است. او باید داستان را دنبال کند، با شخصیت ها همراه شود و در مسیر اتفاقات به مفاهیم مورد نظر برسد. «ببعی قهرمان» برای ما فرصتی بود تا نشان دهیم می توان میان یک داستان سرگرم کننده و ارزش های اخلاقی و فرهنگی ارتباط ایجاد کرد، بدون آنکه فیلم به اثری شعاری تبدیل شود. تلاش ما این بود که مفاهیم ارزشمند در تار و پود قصه قرار گیرند و مخاطب آنها را به صورت طبیعی دریافت کند.

وی ادامه داد: در چنین آثاری برای ما مهم است که کودک بتواند خودش بخشی از مسیر کشف معنا را طی کند. اگر فیلم از ابتدا تا انتها همه مفاهیم را توضیح دهد، فرصت مشارکت ذهنی مخاطب کاهش پیدا می کند، اما وقتی شخصیت ها در موقعیت های مختلف قرار می گیرند و کودک نتیجه انتخاب های آنها را می بیند، امکان بیشتری برای فکر کردن پیدا می کند. به همین دلیل تلاش کردیم در «ببعی قهرمان» میان روایت، سرگرمی و مفاهیم مورد نظر تعادل برقرار کنیم. فیلم کودک باید قبل از هر چیز یک اثر سینمایی باشد و مخاطب را با خود همراه کند. در مرحله بعد، ارزش هایی که قرار است در ذهن او باقی بمانند، باید به شکل طبیعی از دل همان روایت بیرون بیایند. این شیوه به نظرم می تواند ارتباط ماندگارتری با کودک ایجاد کند.

کم کاری فرهنگی، میدان را خالی می کند

صفارزادگان با بیان اینکه سینمای کودک می تواند در شکل گیری نسل آینده نقش داشته باشد، اظهار کرد: وقتی از تربیت نسل آینده صحبت می کنیم، نباید نقش رسانه را نادیده بگیریم. خانواده و مدرسه جایگاه اصلی را در تربیت دارند، اما کودک بخش قابل توجهی از تجربه های خود را از طریق داستان و تصویر نیز به دست می آورد. یک شخصیت سینمایی می تواند برای کودک به اندازه ای جذاب باشد که رفتارهای او را دنبال کند، درباره تصمیم هایش فکر کند و حتی درباره آنها با دوستان و خانواده خود صحبت کند. به همین دلیل مجموعه آثاری که کودک در سال های رشد خود می بیند، می تواند در شکل گیری نگاه او به زندگی مؤثر باشد. البته نمی توان انتظار داشت یک فیلم به تنهایی شخصیت یک انسان را تغییر دهد، اما وقتی آثار مختلف در یک مسیر درست حرکت کنند، تأثیر تجمعی آنها می تواند قابل توجه باشد. اگر سینما در کنار خانواده و مدرسه قرار گیرد و محتوایی متناسب با ارزش های فرهنگی جامعه ارائه دهد، می تواند بخشی از فرآیند تربیت اجتماعی نسل آینده را برعهده بگیرد.

وی تصریح کرد: بی توجهی به سینمای کودک و نوجوان، تنها یک غفلت هنری یا اقتصادی نیست، بلکه از نظر فرهنگی نیز می تواند پیامد داشته باشد. وقتی ما در تولید آثار جذاب برای کودکان کم کاری کنیم، طبیعتاً فضای فرهنگی مخاطب خالی نمی ماند و محتوای دیگری این جای خالی را پر خواهد کرد. بسیاری از آثار خارجی از نظر تکنیک، شخصیت پردازی و جذابیت بصری سرمایه گذاری گسترده ای انجام داده اند و طبیعی است که کودک با چنین آثاری ارتباط برقرار کند. مشکل زمانی ایجاد می شود که کودک در کنار این تولیدات، قهرمان ها و داستان های جذابی از فرهنگ خود نداشته باشد. در این شرایط، الگوهایی که از بیرون وارد می شوند می توانند به تدریج جایگزین الگوهای بومی شوند. منظور من مخالفت با دیدن آثار خارجی نیست، بلکه باید در کنار استفاده صحیح از تولیدات جهانی، قدرت تولید آثار داخلی را نیز افزایش دهیم تا کودک انتخاب های متنوع و باکیفیتی از فرهنگ خودش داشته باشد.

صفارزادگان ادامه داد: اگر می خواهیم در برابر ترویج الگوهای فرهنگی بیگانه موفق باشیم، نباید فقط روی منع و محدودیت تمرکز کنیم؛ باید جایگزین جذاب تولید کنیم. کودک با دستور و بخشنامه قهرمان خود را انتخاب نمی کند. او شخصیتی را دوست دارد که برایش جذاب باشد و بتواند با او زندگی کند. بنابراین اگر می خواهیم یک قهرمان ایرانی و برخاسته از فرهنگ خودمان در ذهن کودک ماندگار شود، باید برای آن شخصیت داستان خوب بنویسیم، طراحی مناسبی داشته باشیم و از ظرفیت های فنی سینما به بهترین شکل استفاده کنیم. فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مملو از مفاهیم ارزشمند است، اما صرف داشتن این مفاهیم کافی نیست؛ باید بتوانیم آنها را به قصه تبدیل کنیم. وقتی یک مفهوم فرهنگی در یک داستان خوب و یک شخصیت دوست داشتنی قرار بگیرد، دیگر نیازی به توضیح مستقیم آن نیست. مخاطب خودش آن را کشف می کند و همین کشف می تواند ماندگارتر باشد.

شناخت کودک، نقطه شروع فیلمنامه است

وی با اشاره به تغییرات دنیای کودکان امروز بیان کرد: شناخت مخاطب یکی از مهم ترین وظایف فیلمساز کودک است. کودکان امروز با نسل های گذشته تفاوت دارند و نباید با همان الگوهای قدیمی برای آنها فیلم بسازیم. آنها به سرعت با فناوری های جدید ارتباط برقرار می کنند، تصاویر متنوعی می بینند و از نظر دریافت اطلاعات در شرایط متفاوتی قرار دارند. این موضوع کار فیلمساز را دشوارتر کرده، اما در عین حال فرصت های جدیدی نیز ایجاد کرده است. باید بدانیم کودک امروز چه دغدغه ای دارد، چه چیزی او را می ترساند، چه چیزی خوشحالش می کند و چه نوع قهرمانی برایش جذاب است. در عین حال نباید به بهانه تغییر ذائقه مخاطب، از هویت فرهنگی خود فاصله بگیریم. وظیفه فیلمساز این است که میان جهان امروز کودک و ارزش های فرهنگی جامعه خود ارتباط برقرار کند. اگر این ارتباط به درستی شکل گیرد، می توان آثاری ساخت که هم برای کودک امروز جذاب باشند و هم ریشه های فرهنگی او را تقویت کنند.

صفارزادگان با تأکید بر ضرورت دوری از شعارزدگی در آثار کودک گفت: هر چقدر فیلمساز بیشتر به مخاطب خود اعتماد کند، نتیجه بهتری خواهد گرفت. کودک باهوش است و خیلی زود متوجه می شود که یک فیلم می خواهد چیزی را به او تحمیل کند. بنابراین بهتر است به جای آنکه پیام را در دیالوگ های طولانی و توضیحات مستقیم قرار دهیم، اجازه دهیم رفتار شخصیت ها آن را منتقل کند. اگر قرار است احترام به والدین را آموزش دهیم، می توانیم موقعیتی بسازیم که شخصیت داستان در یک انتخاب مهم، نظر پدر و مادر خود را بشنود و در عین حفظ استقلال، احترام را فراموش نکند. اگر می خواهیم مفهوم دوستی را مطرح کنیم، می توانیم شخصیت ها را در شرایطی قرار دهیم که معنای واقعی دوستی را تجربه کنند. این شیوه هم سینمایی تر است و هم اثر بیشتری بر ذهن مخاطب دارد. کودک باید احساس کند خودش به یک نتیجه رسیده است؛ این همان نقطه ای است که هنر می تواند به تربیت نزدیک شود.

قهرمان بومی باید برای کودک جذاب باشد

وی افزود: یکی از موضوعات مهم در این مسیر این است که قهرمان بومی را نباید صرفاً به دلیل ایرانی بودن جذاب تصور کنیم. کودک در وهله نخست با یک شخصیت به عنوان یک موجود داستانی ارتباط برقرار می کند. بنابراین قهرمان باید ویژگی هایی داشته باشد که برای مخاطب قابل لمس باشد و بتواند او را درگیر کند. اگر شخصیت ایرانی فقط مجموعه ای از شعارها و ویژگی های آرمانی باشد، احتمال اینکه کودک با او همراه شود کمتر است. ما باید شخصیت هایی خلق کنیم که زندگی کنند، تصمیم بگیرند، اشتباه کنند، با مشکل مواجه شوند و برای حل آن تلاش کنند. در این صورت، ارزش هایی که می خواهیم منتقل کنیم نیز فرصت پیدا می کنند در مسیر داستان خود را نشان دهند. اتفاقاً فرهنگ ایرانی ـ اسلامی این ظرفیت را دارد که در کنار مفاهیم ارزشی، داستان های پرکشش و شخصیت های چندوجهی به ما بدهد. وظیفه ما این است که این منابع را بشناسیم و آنها را با زبان سینمایی امروز بازتعریف کنیم.

صفارزادگان ادامه داد: برای این کار همچنین باید به کیفیت تولید توجه جدی داشته باشیم. نمی توان از کودک خواست که یک اثر داخلی را صرفاً به دلیل ایرانی بودن انتخاب کند، در حالی که از نظر قصه، تصویر، موسیقی یا شخصیت پردازی با آثار مورد علاقه او فاصله زیادی دارد. کودک مخاطب سختگیری است و اگر فیلم نتواند او را در همان دقایق نخست با خود همراه کند، خیلی راحت سراغ انتخاب دیگری می رود. بنابراین حمایت از سینمای کودک باید فقط به تولید محدود نشود و کیفیت فیلمنامه، فناوری، طراحی شخصیت، تبلیغات و اکران نیز مورد توجه باشد. اگر می خواهیم فرهنگ خودمان در ذهن کودک حضور داشته باشد، باید آن را در قالب محصولی ارائه کنیم که کودک واقعاً بخواهد آن را ببیند. این نگاه می تواند به تدریج جایگاه قهرمان های بومی را در میان مخاطبان تثبیت کند.

سینمای کودک می تواند بخشی از تربیت باشد

این فیلمساز کودک در پایان اظهار کرد: سینمای کودک را باید بخشی از منظومه فرهنگی و تربیتی جامعه دانست، نه حوزه ای جدا از آن. اگر خانواده، مدرسه و رسانه در مسیرهای جداگانه حرکت کنند، بخشی از ظرفیت تربیتی جامعه از دست می رود، اما اگر میان این بخش ها ارتباط ایجاد شود، فیلم می تواند موضوع گفت وگو میان کودک و والدین یا معلم نیز قرار گیرد. کودک فیلم را می بیند، درباره رفتار شخصیت ها سؤال می کند و خانواده می تواند از همین فرصت برای گفت وگو درباره موضوعات اخلاقی و اجتماعی استفاده کند. اینجا است که سینما از یک محصول مصرفی فراتر می رود و تبدیل به تجربه ای فرهنگی می شود. به همین دلیل معتقدم سرمایه گذاری روی سینمای کودک، در واقع سرمایه گذاری روی مخاطبی است که آینده جامعه را خواهد ساخت. ما اگر امروز برای کودکان داستان و قهرمان مناسب نسازیم، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که فردا آنها به صورت خودکار با ارزش های فرهنگی جامعه ارتباط داشته باشند. این ارتباط نیازمند روایت است و سینما یکی از قدرتمندترین ابزارهای روایت در دنیای امروز محسوب می شود. در «ببعی قهرمان» نیز تلاش کردیم در کنار ایجاد فضای سرگرم کننده و جذاب، مفاهیم اخلاقی ارزشمند را به مخاطب منتقل کنیم و میان قصه و ارزش های مورد نظرمان پیوند برقرار کنیم. اعتقاد دارم اگر این مسیر با شناخت درست مخاطب، فیلمنامه قوی و کیفیت مناسب ادامه پیدا کند، می توانیم آثاری داشته باشیم که هم کودک را سرگرم کنند و هم چیزی از فرهنگ، اخلاق و سبک زندگی مورد نظر جامعه در ذهن او باقی بگذارند. آینده فرهنگی هر جامعه از دوران کودکی شکل می گیرد و سینما می تواند در این مسیر نقش مؤثری داشته باشد؛ به شرط آنکه کودک را جدی بگیریم و برای او اثری بسازیم که هم دوستش داشته باشد و هم بتواند چیزی از آن با خود به زندگی واقعی ببرد.

انتهای پیام

نظرات

captcha